العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

39

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

و تباه نگردد و نميرد ، و بهر كدام بهره‌اى به اندازه از تدبير حكيم لطيف داده‌اند ببين پاهاى جانور چگونه دوگانه است تا آماده راه رفتن باشد و اگر تك بود شايان آن نبود . زيرا راه رو بايد بيكپا پيش رود و پاى ديگر را بر جا دارد و دو پا يكى را جلو دهد و يكى را برجا دارد و چهار پا دو تا را پيش دارد و دو تا را برجا دارد كه بر خلاف همند زيرا اگر چهار پا دو تا يكسو و جلو مينهاد و بر دو تاى سوى ديگر تكيه ميكرد بر زمين استوار نميماند چنانچه تخت و مانند آن نمانند و پاى راست را از پيش و چپ را از پس پيش نهد و آنگه دو تاى ديگر را از راست و چپ و بر زمين بماند و در راه رفتن نيفتد . نبينى كه خر چگونه براى آسيا كردن و بار بردن رام است و بيند كه اسب بسته و در نعمت است شتر كه اگر نافرمان گردد چندين مرد تاب او را ندارند چگونه براى كودكى فرمانبر است و نرّه گاو نيرومند چگونه در فرمان صاحب خود است تا يوغ بگردنش نهد و با او شخم زند ، و اسب اصيل برابر شمشير و نيزه با سوار خود همكار است ، و رمه گوسفند را يك شبان ميچراند با اينكه اگر هر كدام بسوئى پراكنده شوند بدانها نرسد . و همچنين همه دسته‌ها كه مسخر آدميند ، براى چه چنينند ؟ براى اينكه خرد ندارند و اگر خرد و انديشه داشتند در كارها سزاوار بودند كه برابر آدمى بايستند در بسيارى از نيازهاى او تا شتر بر جلودارش دريغ كند و نره گاو بر صاحبش بشورد و رمه گوسفند از شبان پراكنده شوند و مانند آن . و همچنين اين درنده‌ها اگر خرد و انديشه داشتند و در برابر مردم همدست ميشدند بسا بر آنها غلبه ميكردند و آنها را ريشه كن مينمودند ، چه كسى بود بايستد در برابر شيرها و گرگها و پلنگها و خرسها اگر هم يار و همدست ميشدند در برابر آدمى . آيا ننگرى چگونه از آن در بند شدند و بجاى آنچه دارند از پيشامدن در هراسند و از كشتار خود ترسان و از نشيمن مردمان ميترسند و از آن رو بر -